یک داستان
28 اردیبهشت 1394 توسط سهامي
در دربار پادشاه وزیری بود که بسیار مشکوک به نظر می رسید .
او یک اتاق بزرگ در قصر را به خود اختصاص داده بود که همیشه درب آن اتاق را قفل کرده و اجازه ورود به هیچکس نمی داد .
اطرافیان به او مشکوک شده بودند...نزد سلطان رفته و گفتند : این وزیر شما برای حکومت… بیشتر »